تصویر ثابت

زن - یک پرسش
X
تبلیغات
رایتل

(*blog_title*)

(*blog_short_description*)

یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

درباره من

با سلام به سایت "یک پرسش" خوش آمدید این سایت در راستای پاسخ گویی به سولات و شبهات دینی فعالیت میکند. بازدید کننده عزیز لطفا سوالات خود را با استفاده از فرم ارسال سوال پایین صفحه برای ما ارسال نمایید . امیدواریم بتوانیم شمارا در دستیابی به پاسخ صحیح سوال هایتان یاری نماییم با تشکر فراوان از حضور گرمتان مدیر سایت "yekporsesh.ir" "yekporsesh.blogsky.com" یا علی

جستجو

درد مردم درد من

زحل گرافیک

پاور پلن

تقویم
آذر 1395
شیدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30
بایگانی
نویسندگان
آمار
تعداد بازدیدکنندگان :
424943
نظرسنجی
کدامیک از موارد برای شما مهمتر است و به آن نیاز بیشتری دارید؟

پاسخ آیت الله جوادی آملی


تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است

توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین که از نُه سالگى گذشت و وارد دهمین سال زندگى‎ ‎شد، خدا او را به حضور مى ‏پذیرد و با او ‏سخن مى ‏گوید و روزه را بر او واجب مى‏ کند، مناجات‌هاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى ‏دهد. آن هنگام که مرد به عنوان یک نوجوان در حال بازى کودکانه است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است. شش سال زمینه ‏سازى کردن، از دوران نوجوانى او را به حضور پذیرفتن، نماز را که ‏عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الى ‏اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند مى‏ روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که ‏زن براى دریافت فضائل، شایسته ‏تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است.

بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل عرفان هستند، مى ‏گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف



درباره یکى از علماى شیعه، ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمین سال زندگى شد دوستان و آشنایان خود ‏را به شکرانه این که من نَمُردم و سنّ من به حدّى رسید که خداى سبحان با من سخن گفت و از ‏من تکلیف طلب کرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفى خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت مى‏ یابد که مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. - اما این که آیا این جشن، در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏ اى جداگانه است، کسى به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزارى این مراسم نمى‏ کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار مى‏ نماید. و شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتى به شما رسیده است حق‏ شناس و ‏شاکر باشید، این چنین عملى را انجام داده است‎- .‎ ‎ ‎بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل عرفان هستند، مى ‏گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مکلّف، چون زحمت و مشقتى در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‏ الذاکرین امام ‏سجاد (ع) مى ‏خوانیم «یا من ذکره شرف» اى خدایى که نام تو مایه ‏شرافت است.‏ ‎ ‎اگر کسى به جایى برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا باشد و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتى نصیب او گردیده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به این شرافت مى ‏رسد.

اگر ‏چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادى از این راه را طى کرده است. بنابراین هم آن محرومیت‏ هایى که زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایى که مرد محروم است برخوردار ‏مى‏ شود.‏

زن براى نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگى پیدا مى‏ کند

‎در پایان عمر نیز براى زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ایام محرومیت نیست ‏و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود و چند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و ‏توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمى‏ شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمى‏ شود. ثالثاً، مدت شش سالى که زن قبل از بلوغ مرد، بالغ مى ‏شود، همه نقص‏ ها را ‏ترمیم مى ‏کند. بنابراین اگر نقصانى در ایمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتى فزون تر نیز ‏خواهد یافت.‏‎ ‎از آنچه گفته شد روشن مى‏ شود سِرّ بیان حضرت امیر - سلام‏ اللَّه علیه - در نهج ‏البلاغه که در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى علیه السلام مى ‏فرماید‎:‎ ‎ »‎فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة»(1).‏ ‎ ‎یعنى این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع مى ‏شود. روایتى دیگر نیز از حضرت صادق - سلام ‏اللَّه علیه - نقل شده است که ‏مى‏ فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(2).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‏ بازى نیست، بلکه یعنى، زن ریحانه است، این ریحانه را ‏ضایع نکنید. اسلام به اولیاى مدرسه و منزل دستور مى ‏دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگى ‏کنید. اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع مى ‏شود بنابراین اولیاى منزل و مدرسه ‏مسؤولیت شان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست‎ ‎ ‎روى این تحلیل، معلوم مى ‏شود زن براى نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگى پیدا مى‏ کند و اگر‎ ‎احیاناً راه‌هاى عاطفى، زمینه ‏هاى انحراف را پیش روى زن قرار دهد، تکالیف عبادى آن راه‌ها را تعدیل ‏مى‏ کند تا مبادا به انحراف برود‎

ابزار هدایت به بالای صفحه