تصویر ثابت

مشی سیاسی امام صادق علیه السلام چگونه بود؟ - یک پرسش
X
تبلیغات
رایتل

(*blog_title*)

(*blog_short_description*)

یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

درباره من

با سلام به سایت "یک پرسش" خوش آمدید این سایت در راستای پاسخ گویی به سولات و شبهات دینی فعالیت میکند. بازدید کننده عزیز لطفا سوالات خود را با استفاده از فرم ارسال سوال پایین صفحه برای ما ارسال نمایید . امیدواریم بتوانیم شمارا در دستیابی به پاسخ صحیح سوال هایتان یاری نماییم با تشکر فراوان از حضور گرمتان مدیر سایت "yekporsesh.ir" "yekporsesh.blogsky.com" یا علی

جستجو

درد مردم درد من

زحل گرافیک

پاور پلن

تقویم
آذر 1395
شیدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30
بایگانی
نویسندگان
آمار
تعداد بازدیدکنندگان :
416389
نظرسنجی
کدامیک از موارد برای شما مهمتر است و به آن نیاز بیشتری دارید؟

امام از تولد تا حدود 17 سال که عمر بن عبدالعزیز روی کار آمد شاهد ناسزا به علی (ع) بود و گاهی علویین را روز جمعه پای منبر مخصوصا جمع می‏کردند تا ناسزا را بشنوند.
امام صادق (ع) با دیدن و شنیدن این وضع با جدیت مشغول دور نگاه داشتن حزب حق از تعاون به این احکام و از مخالطه با آنان و رفع نزاع نزد آنها و...بود.
بعد هم که بنی عباس روی کار آمد بیش از ده سال امام مقارن بود با منصوری که سادات را در زندانی که شب و روزش یکی بود و...نگه می داشت. منصور هر لحظه خوف داشت علویین حکومتی تشکیل داده و امام صادق (ع) رهبری کند.
از مخالفان بنی عباس گروهی که رهبران انقلاب بودند پیشنهاد رهبری را به امام صادق (ع) دادند ، ولی حضرت نمی‏پذیرفت. چون به جریانات خوش بین نبودند و منتظر فرصت بهتری بودند.
منصور خیلی تلاش کرد تا بلکه امام صادق (ع) را با خود همراه کند ، ولی حضرت قطع پیوند و رابطه خود را علنی می‏کرد.
  

 با تمام ظلم و خفقانی که از طرف حکام بنی امیه می‏شد امام صادق (ع) در ارشاد مردم و خلوت کردن و ایجاد نفرت از بنی امیه کوتاهی نمی‏کرد و روایات متعدد که می‏فرمود : ایما مومن قدم مومنا فی خصومه الی قاض اوْ سلْطان جایر فقضی علیه بغیر حکم الله فقدْ شرکه فی الْاثْم کافی ، ج7 ، ص411 .
و اینها را طاغوت معرفی می‏کرد.و قدْ امروا انْ یکفروا به نساء/60 .
و می‏فرمود : اتقوا الْحکومه فان الْحکومه انما هی للْامام الْعالم بالْقضاء الْعادل فی الْمسْلمین لنبی اوْ وصی نبی کافی ، ج7 ، ص406 .
و می‏فرمود : و لا ترْکنوا الی الذین ظلموا هود/113 .
و در جواب نامه منصور که چرا از ما فاصله می‏گیری؟ می‏فرمود :
منْ اراد الدنْیا لا ینْصحک و منْ اراد الآخره لا یصْحبک کشف‏الغمه ، ج2 ، ص208 .
8. منصور می‏گفت : امام صادق (ع) استخوانی است در گلوی من و اعلم مردم زمان است. اسدحیدر ، ج4 ، ص337 .
2. مبارزه با باطل
1. حرکت های انقلابی علیه اموری می‏شد و پیشنهاد رهبری آن را به امام صادق (ع) می‏کردند. حضرت چون ابتر بودن حرکت را می دانستند و یا سوء قصد محرک را می دانستند و علم به نتیجه داشتند رهبری را نمی‏پذیرفتند. و حتی با بنی عباس که به اسم حکومت آل محمد و یاری آن به حزب خود سر و صورتی دادند همین گونه بودند. امام صادق (ع) از باطن کار باخبر بودند و در روایات متعدد پیش گویی فرمودند : که حکومت به دست بنی عباس می‏رسد و به سردم داران هاشمی ‏فرمود : "خود را به زحمت نیاندازید ، من می‏دانم که عاقبت کار چیست".
سدیر صیرفی به حضرت می‏گوید : شما چرا قاعدی؟ شما 100 هزار یاور داری. امام با تعجب می‏فرماید : "اینها مخلص و فداکار نیستند".
2. سیاست امام نسبت به حکام جور سیاست سلبی (تنفر و مبارزه منفی) بود راستی که کمک به ظلم به قول امام صادق (ع) : ولایه الوالی الجایر دروس الحق کله و احیاء الباطل کله تحف‏العقول ، ص332 .
3. یکی از علاقه مندانش محضرش آمد که استخدام دستگاه شود ، نهی فرمود. آن شخص سوگند خورد که اگر استخدام شود ظلم نکند و اگر ظلم کرد زنش طلاق داده شود و بردگانش آزاد شوند تا بلکه امام اجازه استخدام بدهد. حضرت سر به آسمان برد و فرمود :
تناول السماء ایسر علیک منْ ذلک کافی ، ج5 ، ص107 .
3. عدم تصدی رهبری انقلاب
5. به امام صادق (ع) گفت : نصف دنیا طرفدار شما هستند چرا قیام نمی‏کنید؟ امام ساکت شد و با این شخص به سویی حرکت کردند و به گله‏ای رسیدند. امام فرمود : "اگر به تعداد این گله یار می‏داشتم ، قیام می‏کردم". سدیر صیرفی می‏گوید : رفتم شمردم 17 عدد بود. کافی ، ج2 ، ص242 ، باب قله عدد المومنین .
ـ امام پیشنهادات قیام را رد می‏کرد.
ـ امام گول آمار را نمی‏خورد ، گول شمشیر را نمی‏خورد.
ـ مساله اصلی این بود که طرفداران چقدر عقیده و چقدر اخلاص دارند.
ـ عباسیان کاری کردند که مردم آرزوی حکومت امویان را داشتند.
ـ منصور دوانیقی 21 سال امام را در فشار گذاشت. سیره پیشوایان ،
4. نهضت های علوی
1. امام صادق (ع) با نهضت زید مخالف نبود و هنگامی که خبر شهادتش را شنید به شدت گریه کرده و انا لله گفت و فرمود : " او همچون شهدایی است که در رکاب پیامبر (ص) و علی (ع) به شهادت رسیدند". اسد حیدر ، ج4 ، ص287 .
2.از سال 83 تا 133 هجری یعنی 50 سال امام صادق (ع) شاهد جنایات بنی امیه بودند. شاهد قتل زید بن علی و به دار آویختن جسدش سالها. شاهد قتل فرزند زید ، یحیی و شاهد جمع سادات پای منبر و سب علی (ع) و شاهد..... الامام الصادق (ع) اسد حیدر .
2. مبارزه علمی
1. انقلاب فرهنگی
1. مرحوم مفید ، طبرسی ، ابن شهر آشوب ، شهید و....مسیله 4 هزار شاگرد امام صادق (ع) را نقل کرده‏اند. اسد حیدر ، ص67
2.و قال اسد حیدر : فقد اجمع العلماء علی انهم کانوا اربعه الاف. ص69
3. در همان زمان تعلیم امام صادق (ع) 1000 نفر حدیث گو در کوفه با جمله حدثنی الصادق معارف اسلام را پخش می‏کردند. اسد حیدر ، ص101
4. با اینکه بنی امیه علنا و بنی عباس در خفا مکتب اهل بیت را می‏کوبیدند ، و با اینکه بنی امیه افرادی را علم می‏کردند و مردم را به سوی او متوجه می‏کردند وقاضی و مفتی قرار می‏دادند که اسد حیدر در ج2 ، ص395و396 نام ده نفر از این افراد را می‏برد و با این که خفقان به حدی رسیدکه قال علی (ع) ممنوع بود. می‏گفتند : قال ابوزینت و بعضی می‏گفتند : قال شیخ!!!
با همه اینها همین که دولت ضعیف شد ، مردم دور امام صادق (ع) را گرفتند و حوزه‏ای تشکیل دادند با عظمت که حافظ ابوالعباس احمد بن عقده متوفی سنه 230 کتابی مخصوص نام این شاگردان نوشته و عدد 4 هزار نفر را با اسم نام برده و مرحوم طوسی تا 3 هزار نفر اسم برده. و این حوزه به حدی رونق گرفت که در کوفه 900 نفر شیخ می‏گفتند ، حدثنی ابو جعفر.
5. اسد حیدر نام 75 نفر از مشاهیر را می‏برد و باقی را حواله می‏دهد به کتاب ذریعه 6.
6. اسد حیدر نام ده نفر از شاگردان امام صادق (ع) را ذکر می‏کند که در زمان خود حضرت در علوم مختلفه دست به تالیف زدند.
درموضوعات مختلف : ابان بن تغلب ، علی بن یقطین ، ابوحمزه ثمالی ، ابوبصیر ، علی بن حمزه ، اسماعیل بن ابی خالد ، مفضل ، هشام بن حکم ، محمد بن نعمان ، مومن طاق.
بعضی از این افراد مثل ابوحمزه ثمالی و ابوبصیر از امام باقر (ع) هم استفاده کردند.
7. اسد حیدر در ج2 ، ص421 می‏گوید : اصحاب صحاح سته از 300 نفر از رجال حدیث شیعه روایت نقل کرده‏اند.
8. اسد حیدر در ج2 ، ص400 الی 421 نام 123 نفر از شاگردان امام صادق (ع) را که مشهور و صاحب مذهب و از بزرگان علماء و حاملین حدیث است نام می‏برد و عنایت دارد کسانی که اصحاب صحاح سته از این افراد نقل می‏کنند را معرفی کند و هنگام نام بردن هر یک می‏گوید که این را فلان صحاح روایاتش را نقل کرده و تاریخ وفاتش چه وقت است.
9. در زمان امام صادق (ع) افکار مادی وسفسطه‏ها و مکتب شعله ور شده بود که افکار مسلمانان را خراب می‏کرد. و نیاز به یک قهرمان علمی بود تا نمل‏ها به مساکن خود روند. یکی از زنادقه مقداری آب و خاک در شیشه‏ای کرد و پس از مدتی کرم و پشه آورد. گفت : من خالقم ، چون مقدمات پیدایش آن را به وجود آوردم. مردم جا خوردند. خبر به امام صادق (ع) رسید ، فرمود : "از او بپرسید این کرمها نرند یا ماده؟ و آمارشان چند تا است؟".فبهت الذی کفر بقره/258 .
احتجاجات امام با ابن ابی الجوجاء و... معروف است. الامام الصادق (ع) اسد حیدر
10.و کان بیته کجامعه اسلامیه یزدحم فیه رجال العلم الی... ان انتشر ذره فی جمیع البلاد. قال مالک بن انس و کان کثیر التبسم فاذا ذکر عنده النبی (ص) اصفر لونه و ما رایته یحدث عن رسول الله (ص) الا علی طهاره و لقد اختلفت الیه زمانا فما کانت اراه الا علی ثلاثه خصال : اما مصلیا ، و اما صامتا و لا یتکلم بما لا یعنیه و کان من العلماء و العباد الذین یخشون الله. الامام الصادق (ع) ، اسد حیدر
2. مشکلات انقلاب فرهنگی
1. شاگردان امام صادق (ع) حدود 1000 نفر از کوفه بودند و از شام حدود 10 نفر و از بلاد دیگر متفاوت بودند. از همه جا بیشتر کوفه بود و لذا حکام جور در انتخاب فرمانداران کوفه عنایت داشتند تا جنایت کارانی را بفرستند که بتوانند بهتر و با خشونت بیشتر مکتب اهل بیت را در کوفه بکوبند. لذا فرمانداران کوفه ، حجاج ، زیاد ، ابن زیاد و خالد القسری بودند. ص29
2. چون در کوفه بیشتر توجه به امام صادق (ع) می‏شد ، سم پاشی برای کوبیدن شیعه در کوفه بیشتر می‏شد و لذا سر و صدای غلو (که شیعه اهل بیت را خدا می‏دانند) و سر و صدای سب صحابه را در کوفه بیشتر به راه می‏انداختند تا سندی برای سرکوب کردن شیعه داشته باشند. ص31
3. امام صادق (ع) می‏فرماید : "مغیره روایات پدرم رامی گرفت ، در آنها دخل و تصرف می کرد و دروغ عمدی در روایات می‏نوشت و سپس در میان شیعیان پدرم پخش می‏کرد. بدانید که تمام حرف های غلوآمیز که در روایت پدرم است از تصرفات مغیره است". ص31
4. درباره شیعه گفتند : قوما احمق من الرافضه فانها یهود هذه الامه؛ زیرا همچون یهود که مخالف نصارایند رافضه مخالف اسلامند؛ زیرا همچون یهود که حکومت را در آل داود می‏دانند رافضه در آل علی بن ابیطالب می‏دانند و... الامام الصادق (ع) ، اسد حیدر ، ص41
5. همه این ناراحتی‏ها که شیعه می‏کشید به خاطر روح استقلال و زیر بار نرفتن بود.
قال الانباری که 14 بار نامه به حضرت رضا نوشت که اجازه بفرمایید استخدام دستگاه شوم و امام اجازه نفرمود. تا در نامه آخر امام فرمود : "اگر می‏توانی هنگام ماموریت ، قانون خدا و پیامبر (ص) را عمل کنی فبها". ص44
6. وضع شیعه جوری بود که رجال نویسان می‏گفتند : فلانی صدوق است ، ثقه است ، حیف است که شیعه است یا اهل بدعت است (بدعت همان علاقه به اهل بیت بود!!!!) الامام الصادق (ع) ، اسد حیدر ، ص45

منبع:دانستنیهای تبلیغ نوشته محسن قرائتی

نظرات (0)

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

ابزار هدایت به بالای صفحه