تصویر ثابت

گفتاری درباره حکومت اسلامی (آیا دین و سیاست با هم سازگارند؟) - یک پرسش
X
تبلیغات
رایتل

(*blog_title*)

(*blog_short_description*)

یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

درباره من

با سلام به سایت "یک پرسش" خوش آمدید این سایت در راستای پاسخ گویی به سولات و شبهات دینی فعالیت میکند. بازدید کننده عزیز لطفا سوالات خود را با استفاده از فرم ارسال سوال پایین صفحه برای ما ارسال نمایید . امیدواریم بتوانیم شمارا در دستیابی به پاسخ صحیح سوال هایتان یاری نماییم با تشکر فراوان از حضور گرمتان مدیر سایت "yekporsesh.ir" "yekporsesh.blogsky.com" یا علی

جستجو

درد مردم درد من

زحل گرافیک

پاور پلن

تقویم
آذر 1395
شیدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30
بایگانی
نویسندگان
آمار
تعداد بازدیدکنندگان :
424943
نظرسنجی
کدامیک از موارد برای شما مهمتر است و به آن نیاز بیشتری دارید؟

تشکیل حکومت از منظر عقلاء

وقتی کلمه دین و سیاست کنار هم قرار میگرند یکی از سوالاتی معمولا ذهن بعضی را به خود مشغول میکند این است که مگر میشود سیاستی که تمامش دروغ است با دین جمع شود!

این گفتاری است که میخواهد به این دغدغه پاسخی منطقی بدهد قضاوت با شماست

اول باید بدانیم دین چیست و معنای سیاست چه میتواند باشد

به طور ساده دین مجموعه قوانین ودستوراتی هست که بشر به آن نیاز دارد در حالی که این قوانین دقیقا مطابق با نیاز بشر طراحی شده یعنی هر آنچه را که بشر به آن نیاز دارد، خصوصا اگر در هدایت آن موثر باشد،دین درباره آن نظر داده.

سیاست هم به معنای کار گزاری و اداره امور مردم است(ر.ک: فرهنگ ابجدی عربی فارسی ص: 50)

سیاست به مفهوم غیر دینی میتواند دروغ هم داشته باشد و شامل معصیت هم باشد که این سیاست هیچ وقت همراهی با دین ندارد  اما در دین اینگونه نیست.مثلا مشهوراست که امام علی علیه السلام گفته بودند اگر بخواهم مثل معاویه نیرنگ بزنم میتوانم حتی بهتر از او حیله گری کنم اما امیر المونین روش غیر دینی به کار نمیبردند حتی اگر در ظاهر به ضررشان بود.

د رنتیجه سیاست دروغ و حیله و حفظ دنیا با فروش آخرت هیچ وقت با دین سازگار نیست اما آن سیاستی که دین میگوید سیاست بی معصیت برای هموار کردن راه خداپرستی است. توضیح بیشتر در ادامه:

 

 

تمام آدمها وقتی یک جمع را تشکیل میدهند ضرورت یک رهبری واحد را حس میکنند.این رفتار بدیهی حتی در یک سفر دسته جمعی هم اتفاق می افتد، آنجایی که تصمیم میگیرید یک نفر را به عنوان مادر خرج انتخاب کنید.

قبیله ها، اقوام،روستا ها و شهرها همیشه یک نفر را داشتند مثل رئیس قبیله یا کدخداو یا شهردار .

پس هر کسی این را میفهمد که یک جمع بدون یک رهبر نمیتواند دوام داشته باشد و این همان ضرورت داشتن یک حکومت است که سرپرست او سائس هست یعنی اداره کننده که اتفاقا درباره اهل بیت هم این مفهوم مطرح شده است.عباراتی مثل(سَاسَةَ الْعِبَاد) و یا(سَاسَةَ الرعیه) در روایات از این دست هستند(من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 610)

پس تشکیل حکومت یک امر عقلی است

حال این سوال را میپرسیم آیا ممکن است دینی که در امور جزئی مثل زمان و نحوه کوتاه کردن ناخن و یا درباره آداب خوردن و آشامیدن و ... نظر داده درباره نحوه اداره مردم که همان حکومت است نظری نداشته باشد!؟حکومتی که میتوان گفت مهمترین نیاز یک جامعه است.

تشکیل حکومت از نگاه دین

به عنوان یک مسلمان به نظر شما آیا احکام دین اسلام موقتی است یا دائمی؟آیا منطقی است که یک دین به عنوان آخرین دین رسمی معرفی شود و زمان اجرای احکام آن موقت یعنی 250 سال باشد یعنی مدت زمانی که امام معصوم در بین مردم ظهور داشتند(از زمان ظهور پیامبر تا شروع غیبت کبری 250 سال طول کشید). حتما اینگونه نیست هیچ عقلی قبول نمیکند که این همه هزینه برای احرای احکام الهی در مدت محدود باشد

قطعا این دین برای همیشه است که حَلَالُ‏ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ‏ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لَا یَجِی‏ءُ غَیْرُه‏  (اصول کافی بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیس‏)

یعنی حلال و حرام تاروز قیامت تغییر نخواهند کرد

حال که قبول داریم احکام،دائمی هستند با بررسی برخی از احکام میبینیم مهمترین احکام اسلام فقط زمانی قابلیت احراء دارند که حکومت اسلامی برقرار باشد یعنی در سدر حکومت کسی باسد که اسلام او را معرفی کرده باشد. به چند نمونه توجه کنید:

1-     حد و قصاص

و لکم فی القصاص حیات یا اولی الالباب(بقره179)

در قصاص برای شما زندگی قرار دادیم ای کسانی که داری اندیشه اید

ارتکاب بعضی از اعمال در اسلام مجازات شلاق و یا قصاص دارد.مثلا شراب خوردن و یا قتل که به ترتیب شلاق و اعدام دارند.

اجرای این احکام در صورت نبودن حکومت اسلامی تعطیل میشود.اگر حکومت نباشد و قوانین، اسلامی نباشد آیا میشود کسی را به جرم قتل عمد اعدام یا حدی بر کسی جاری کرد؟

 

2-جهاد

اگر قوای نظامی در دسترس نباشد چگونه حکم جهاد میتواند اجرا شود؟

مثلا مرجع تقلید حکم به دفاع ازمرز های کشور مسلمان میکند اما ارتش و تجهیزات نظامی دراختیار او نباشد.آیا امکان تجهیز نیرو وجود دارد؟

3-ازدواج و طلاق

در برخی موارد زن حق دارد به حاکم شرع مراجعه کند و درخواست طلاق کند اگر قوانین اسلامی حاکم نباشند آیا این امکان وجود دارد؟(با توجه به این نکته که ثبت ازدواج و طلاق و تولد و مرگ مربوط به حکومت است)

4-احکام اقتصادی

احکام مالی هم همینگونه است. بدون قوانین اسلامی قابل اجرا نیست.مثلا در مورد ورشکسته و یا ضمان و ... . اموال فرد ورشکسته با مدیریت حکومت باید بین طلبکاران تقسیم شود. و یا کسی که احتکار کالای اساسی کرده باید اموالش به معرض فروش گذاشته شود. آیا در صوورت نبود حکومت اسلامی میتوان این احکام را جاری کرد؟

و موارد دیگری هم هست مثل سرپرستی و یا تصرف در بعضی از مکانها و... .

میبینیم که احکام بسیاری در نبود قانون اسلامی و ضامن اجرائی آن یعنی حکومت اسلامی عملا تعطیل میشود و میدانیم که یقینا کسی که این دین را فرستاده راضی به توقف اجرای دین نیست.

پس برای اجرای احکام دین ضروری است در هر زمان که شرایط مهیا باشد در جهت تشکیل حکومت دینی تلاش کرد، همانطور که اهل بیت علیهم السلام-هر کدام که شرایط ایجاد حکومت را داشتند- این کار را کردند.

چه کسی عهده دار این حکومت باشد؟

در زمان ظهور اهل بیت علیهم السلام-در صورت امکان- خودشان این امر را به عهده داشتند.اما بعد از غیبت چه؟

بهترین کار این است که از نماینده پروردگار بپرسیم برنامه دین برای زمان غیبت امام چیست؟آیا باید اجرای احکام را تا زمان ظهور حجت الهی به تعویق انداخت؟

پاسخ ما  قبلا روشن شدکه احکام را نمیشود تعطیل کرد.

و پاسخ امام

َ أَمَّا الْحَوَادِثُ‏ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْکُم‏(الغیبه طوسی ص91)

یعنی به کسانی مراجعه کنید که کلام مارا به شما میگویند.حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه

ْ فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ‏ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ ‏(الاحتجاج طبرسی ج2 ص458)

به فقیهی که مراقب خودش نسبت به گمراهی هست و دینش را حفظ میکند و با هوای نفسش مخالفت میکند و از امر امامش اطاعت میکند مراجعه کنید .امام حسن عسکری علیه السلام

پس معلوم شد که دین برای زمان غیبت امام هم برنامه دارد و آن حکومت دینی توسط فقیه عادلی است که قاعدتا باید فردی از فقهاء باشد که سایر ویژگی های یک رهبر و اداره کننده مردم را داشته باشد.

راهی که آمده ایم

ما در برهه ای از تاریخ ثرار گرفتیم که توانستیم و این حکومت در سال 1357 در ایران تشکیل و بنا بر اجرا ی احکام دین شد. قانون بر اساس متون دینی تنظیم شد و نام جمهوری اسلامی ایران بر خود گرفت.

سوال دیگری که رایج است این است که آیا واقعا این حکومت، اسلامی است؟

پاسخ بدیهی است

ما به سمت اسلامی شدن جهت گیری کردیم اما هنوز کاملا اسلامی نشدیم.

شاید بگوئید حالا که نمیتوانید کاملا اسلامی باشید پس اسم اسلام را بردارید و بیشتر از این، نام اسلام را خراب نکنید.

بله ما نتوانستیم کاملا عدالت اسلامی را بر قرار کنیم اما آیا در زمان خود پیامبر و امام علی و امام حسن علیهم صلوات الله این امر محقق شد!؟

خیر در آن زمان هم اسلام کاملا محقق نشد اما آیا دست از تشکیل حکومت اسلامی کشیدند؟ و تلاش برای حاکم کردن واقعی احکام اسلامی متوقف شد!؟ هرگز

در این زمان بود که شخص پیامبر و حضرت زهرا و امام علی و امام حسن صلوات الله علیهم مورد آزار ها و بی عدالتی های فراوان قرار گرفتند تا آنجا که پیامبر فرمودند هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد و حضرت زهرا بر درد های  خود گریستند و این بی عدالتی بود که علی را مجبور به سخن گفتن با چاه کرد تا آنجا این کلامش را تا ابد سبب اشک دوستداران قرار داد که صبر کردم مانند کسی که استخوانی در گلو و خاری در چشم داشته باشد.

آیا اسلام این اجازه را به مردم داد که اینگونه بر عزیز ترین بندگان خدا ظلم کنند!؟

بله در این زمان هم ظلم ها و بی عدالتی ها دیده می شود. و تمام اسلام پیاده نشد

آیا چون نمیتوانیم تمام عدالت اسلامی را بر قرار کنیم دست از تمام آن بکشیم!؟

یا تلاش کنیم هر مقدار را که توانسیتم محقق کنیم

آب دریا رو چو می نتوان کشید                  هم به قدرتشنگی باید چشید

ما در نزد پروردگار متعال  مسئولیم تا آنجا که میتوانیم در جهت تحقق احکام دین تلاش کنیم.که اگر واقعا تمام تلاش خود را انحام دادیم و نتوانستیم، میتوانیم بگوئیم خدایا تو خودت شاهد بودی که خواستیم ونشد.

البته اجرای احکام دین یک طرفش دستگاه حکومتی است و طرف دیگرش مردم هستند.باید دو طرف بخواهند، تا اجرای دین محقق شود.

در این زمان مردم باید مطالبه اجرای احکام دین را از تمام ارکان و اجزای حکومت داشته باشند و خودشان هم در جهت نهادینه کردن دستورات دین در زندگی قدم بردارند و نیزکارگزاران نظام هم که از خود مردم هستند باید اینگونه باشند تا آرمان نزدیکی به عدالت اسلامی محقق شود.

به امید ظهور آخرین ذخیره الهی

سید محمد رضا سید موسوی

1393/11/20

 

 

 

 

 

 

نظرات (1)

  • 8 تیر 1396 ساعت 08:43 ب.ظ
  • آزاد
  • حکومت دینی هیچ توفیقی در هیچ زمان نداشته است جز مفت خوری عدهای هیچ امتیاز خاصی ندارد
    امتیاز: 0 0
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

    نام :
    ایمیل :
    وب/وبلاگ :
    ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

    ابزار هدایت به بالای صفحه