تصویر ثابت

5 ویژگی اخلاقی امام رضا علیه السلام - یک پرسش
X
تبلیغات
رایتل

(*blog_title*)

(*blog_short_description*)

یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

درباره من

با سلام به سایت "یک پرسش" خوش آمدید این سایت در راستای پاسخ گویی به سولات و شبهات دینی فعالیت میکند. بازدید کننده عزیز لطفا سوالات خود را با استفاده از فرم ارسال سوال پایین صفحه برای ما ارسال نمایید . امیدواریم بتوانیم شمارا در دستیابی به پاسخ صحیح سوال هایتان یاری نماییم با تشکر فراوان از حضور گرمتان مدیر سایت "yekporsesh.ir" "yekporsesh.blogsky.com" یا علی

جستجو

درد مردم درد من

زحل گرافیک

پاور پلن

تقویم
آذر 1395
شیدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30
بایگانی
نویسندگان
آمار
تعداد بازدیدکنندگان :
424943
نظرسنجی
کدامیک از موارد برای شما مهمتر است و به آن نیاز بیشتری دارید؟

در نوشتار زیر به برخی از خصوصیات اخلاقی امام رضا علیه السلام اشاره میشود به امید آنکه خلق ما هم به ایشان نزدیک گردد

1-شـیـخ صـدوق روایـت کـرده از ابـراهیم بن العباس که گفت هرگز ندیدم که حضرت ابـوالحـسـن الرضـا علیه السلام کسى را به کلام خویش جفا کند و ندیدم که هرگز کلام کـسـى را قـطـع کـند، یعنى در میان سخن او سخنى گوید تا فارغ شود از کلام خود، و رد نـکـرد حـاجـت احدى را که مقدور او بود برآورد و هیچگاهى در حضور کسى که با او نشسته بود پا دراز نفرمود، و در مجلس ، مقابل جلیس خود تکیه نمى فرمود، و هیچ وقتى ندیدم او را که به یکى از موالى و غلامان خود بد گوید و فحش دهد و هیچگاهى ندیدم که آب دهان خود را دور افکند و هیچگاهى ندید که در خنده خود قهقه کند بلکه خنده او تبسم بود و چون خـلوت مـى فـرمـود و خـوان طعام نزد او مى نهادند ممالیک خود را تمام سر سفره مى طلبید حتى دربان و میراخور او، و با آنها طعام میل مى فرمود و عادت آن جناب آن بود که شبها کم مى خوابید و بیشتر شبها را از اول شب تا به صبح بیدار بود و روزه بسیار مى گرفت و روزه سه روز از هر ماه که پنجشنبه اول ماه و پنجشنبه آخر ماه و چهارشنبه میان ماه باشد از او فـوت نـشـد و مـى فـرمـود: روزه ایـن سـه روز مـقـابـل روزه دهـر اسـت ، و آن حـضـرت بـسیار احسان مى کرد و صدقه مى داد در پنهانى و بـیـشـتـر صـدقـات او در شـبـهـاى تـار بـود، پـس اگـر کـسـى گـمـان کـنـد کـه مـثـل آن حـضـرت را در فـضـل دیـده اسـت پـس تـصـدیـق نـکنید او را، و از محمّد بن ابى عباد مـنـقول است که حضرت امام رضا علیه السلام در تابستانها بر روى حصیر مى نشستند و در زمـسـتـان بـر روى پـلاس و جـامـه هـاى غـلیـظ و درشـت مى پوشیدند و چون براى مردم بیرون مى آمدند زینت مى فرمودند 

 


2-ابـن شـهـر آشـوب روایت کرده از موسى بن سیار که گفت من با حضرت امام رضا عـلیـه السـلام بـودم و نـزدیـک شده بود آن حضرت به دیوارهاى طوس که شنیدم صداى شـیـون و فـغـان ، پـس پـى آن صدا رفتم ناگاه برخوردیم به جنازه اى چون نگاهم به جـنـازه افتاد دیدم سیدم پا از رکاب خالى کرد و از اسب پیاده شد و نزدیک جنازه رفت و او را بـلنـد کـرد پـس خود را به آن جنازه چسبانید چنانکه بره نوزاد خود را به مادر چسباند. پس رو کرد به من و فرمود: اى موسى بن سیار! هرکه مشایعت کند جنازه دوستى از دوستان مـا را از گـنـاهان خود بیرون شود مانند روزى که از مادر متولد شده که هیچ گناهى بر او نـیست . و چون جنازه را نزدیک قبر بر زمین نهادند دیدم سید خود امام رضا علیه السلام را بـه طـرف مـیـت رفـت و مـردم را کنار کرد تا خود را به جنازه رسانید پس دست خود را به سـیـنه او نهاد و فرمود: اى فلان بن فلان ! بشارت باد ترا به بهشت بعد از این ساعت دیـگـر وحـشت و ترسى براى تو نیست . من عرض کردم : فداى تو شوم ! آیا مى شناسى ایـن شـخـص مـیـت را و حـال آنـکـه بـه خـدا سـوگـنـد کـه ایـن بـقـعـه زمـیـن را تـا بـه حال ندیده و نیامده بودید؟ فرمود: اى موسى ! آیا ندانستى که بر ما گروه ائمه عرضه مـى شـود اعـمـال شـیـعـه مـا در هـر صـبـح و شـام پـس اگـر تـقـصـیـرى در اعـمـال ایشان دیدیم از خدا مى خواهیم که عفو کند از او و اگر کار خوب از او دیدیم از خدا مسئلت مى نماییم شکر، یعنى پاداش از براى او.


3-شـیـخ کلینى از سلیمان جعفرى روایت کرده که گفت : من با حضرت امام رضا علیه السـلام بـودم در شـغـلى پـس چـون خواستم بروم به منزلم فرمود: برگرد با من و امشب نزد من بمان . پس رفتم با آن حضرت پس داخل شد آن حضرت به خانه وقت غروب آفتاب پـس نـظـر کـرد بـه غـلامـان خود دید مشغول گل کارى مى باشند براى ساختن اخیه براى رستوران یا غیر آن ناگاه دید سیاهى را با ایشان که از ایشان نیست فرمود چیست کار این مـرد بـا شـما؟ گفتند: کمک مى کند ما را و ما چیزى به او مى دهیم ، فرمود: مزدش را گفتگو کـرده ایـد؟ گفتند: نه ، این مرد راضى مى شود از ما به هرچه به او بدهیم . پس حضرت رو آورد و زد ایـشـان را بـه تـازیـانـه و غضب کرد براى این کار غضب سختى ، من گفتم : فداى تو شوم ! براى چه اذیت بر خودتان وارد مى آورید، فرمود: من مکرر ایشان را نهى کـردم از مثل این کار و اینکه کسى با ایشان کارى بکند مگر مقاطعه کنند با او در اجرتش و بـدان کـه نـیـسـت احـدى کـه کار بکند براى تو بدون مقاطعه پس تو زیاد کنى براى آن کارش سه مقابل اجرتش را مگر آنکه گمان مى کند که تو کم دادى مزدش را و اگر مقاطعه کـردى بـا او پـس بـدهـى بـه او مزدش را ستایش مى کند ترا به آنکه وفا کردى و اگر زیاد کردى بر مزدش یک حبه مى داند آن را و منظور دارد آن زیادتى را


4-روایت شده از یاسر خادم که گفت : چون حضرت امام رضا علیه السلام خلوت مى کرد جـمع مى کرد تمام حشم خود را از کوچک و بزرگ نزد خود و با ایشان سخن مى گفت و انس مـى گـرفـت بـا ایـشان و انس مى داد ایشان را، و آن حضرت چنان بود که هرگاه مى نشست بر خوان طعام نمى گذاشت کوچک و بزرگى تامیر آخور و حجام را مگر آنکه مى نشاند او را بـا خـودش سـر سـفره اش ، و یاسر گفت که فرمود حضرت به ما اگر ایستادم بالاى سـر شـمـا و شـما غذا مى خورید برنخیزید تا فارغ شوید و بسا مى شد که آن حضرت بـعـضـى از مـاهـا را مـى خـوانـد عـرض مـى کـردنـد کـه ایـشـان مشغول غذا خوردنند مى فرمود بگذارید ایشان را تا فارغ شوید


5-شیخ کلینى روایت کرده از مردى از اهل بلخ که گفت : بودم با حضرت امام رضا علیه السلام در مسافرتش به خراسان پس روزى طلبید خوان طعام خود را و جمع کرد بر آن مـوالى خـود را از سـیـاهان و غیر ایشان پس گفتم فدایت شوم ! کاش ‍ خوان طعام آنها را سوار مى کردى ، فرمود: ساکت باش ! همانا پروردگار ما تبارک و تعالى یک است و مادر و پدر و ما یک است و جزاء به اعمال است. مـؤ لف(شیخ عباس قمی) گـویـد: کـه ایـن بـود حـال آن حـضـرت بـا فـقـراء و رعـایـا لکـن وقـتـى فضل بن سهل ذوالریاستین بر آن حضرت وارد شد، یک ساعت ایستاد تا آنکه حضرت سر به جانب او بلند کرد و فرمود: چه حاجت دارى ؟ عرض کرد که اى آقاى من ! این نوشته اى اسـت کـه امیرالمؤ منین یعنى ماءمون براى من نوشته و اشاره کرد به کتاب حبوه که ماءمون بـه او عـطـا کـرده بـود و در آن بـود آنـچـه او خـواسـتـه بـود از مـال و امـلاک و سلطنت ، و عرض کرد به آن حضرت که شما اولى مى باشید از ماءمون به عـطـا کـردن بـه مـثـل آنـچـه او عطا کرده ؛ زیرا که شما ولیعهد مسلمین مى باشید. حضرت فـرمـود: بـخـوان آن را و آن کـتـابى بود در جلد بزرگى پس پیوسته ایستاده بود و مى خواند آن را پس چون فارغ شد از خواندن آن ، حضرت فرمود: یا فَضْلُ! لَکَ عَلَینا هذا مَا اَتَّقـَیـْتَ اللّهَ عـَزَّ وَ جـَلَّ. یـعـنى اى فضل ! از براى تو است بر ما این نوشته مادامى که بـپـرهـیزى از مخالفت خداوند عز و جل . و حضرت به این یک کلمه محکم کارى او را به هم شـکـسـت و تـاب آن را بـاز کـرد. غـرض آن اسـت کـه حـضـرت اجـازه نـشـسـتـن بـه فضل نداد تا آنکه بیرون رفت

منبع :منتهی الآمال


نظرات (2)

  • 28 بهمن 1395 ساعت 11:48 ق.ظ
  • تندخوانی
  • ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    امتیاز: 0 0
  • 27 بهمن 1395 ساعت 03:22 ب.ظ
  • تندخوانی
  • ممنون بابت اطلاع رسانیتون.
    امتیاز: 0 0
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

    نام :
    ایمیل :
    وب/وبلاگ :
    ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

    ابزار هدایت به بالای صفحه