تصویر ثابت

دسته‌بندی ادبی - یک پرسش
X
تبلیغات
رایتل

(*blog_title*)

(*blog_short_description*)

یک پرسش

در راستای پاسخ گویی به سولات تربیتی و شبهات دینی فعالیت میکند

درباره من

با سلام به سایت "یک پرسش" خوش آمدید این سایت در راستای پاسخ گویی به سولات و شبهات دینی فعالیت میکند. بازدید کننده عزیز لطفا سوالات خود را با استفاده از فرم ارسال سوال پایین صفحه برای ما ارسال نمایید . امیدواریم بتوانیم شمارا در دستیابی به پاسخ صحیح سوال هایتان یاری نماییم با تشکر فراوان از حضور گرمتان مدیر سایت "yekporsesh.ir" "yekporsesh.blogsky.com" یا علی

جستجو

درد مردم درد من

زحل گرافیک

پاور پلن

تقویم
آذر 1395
شیدسچپج
1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30
بایگانی
نویسندگان
آمار
تعداد بازدیدکنندگان :
418658
نظرسنجی
کدامیک از موارد برای شما مهمتر است و به آن نیاز بیشتری دارید؟

————— زن میفرماید —————

همسرم می گفت بد جوری هراسانم همش

در پی آ یینه بین و فال و فنجانم همش

حال و روزم از لحاظ روحی اصلا خوب نیست

هیچ می پرسی چرا در پای قلیانم همش؟

صبح، بی بی گل برایم یک خبر آورده بود

ازهمین رو با تاسف ، کلّه جنبانم همش

عاقبت تصویب شد قانون تجدید فراش

دارم احساس بدی، غمگین و نالانم همش

مثل سیر و سرکه می جوشد دلم ، دلواپسم

چونکه با اسم هوو می لرزد این جانم همش

همسر خوبی نبودم ، می پذیرم کاملا

خاطرت آسوده باشد فکر جبرانم همش

مُرد دیگر آن زن خود خواه لوس بی ادب

بعد از این یک خانم خوش خلق و مامانم همش

بوده ام ولخرج تا امروز اما بعد از این

در پی کفش و لباس و کیف ارزانم همش

هرچه می خواهی برایت می پزم عالی جناب

قرمه سبزی یا فسنجان ؟تحت فرمانم همش

جای کافی شاپ و استخر و سونا و سینما

بیشتر پیش شما در خانه می مانم همش

جیغ هایم ، نعره هایم ،اخم هایم را ببخش

یک مریضی بود و فعلا تحت درمانم همش

نیستی آش دهن سوزی ولی با این همه

بی شما حس می کنم در سطر پایانم همش

 
-----------------  مرد میفرماید -----------------
 
گفتم ای یارم، نگارم، همسرم اصلا نترس
کاسبی ها راکد و در اوج بحرانم همش
بنده فکر پاس چک هامم نه تجدید فراش
هیچ می پرسی چرا سر در گریبانم همش
ازدواج این روزها آن هم مجدد، ساده نیست
تازه از آن بار اول هم پشیمانم همش
منبع : http://lovely-neda.blogfa.com



حکایتی از ابو محمد ساسان بن برمکی


باب نهم




چون شعر به صورت عکس بود در ادامه مطلب قرار دایدم

منبع : rozanehonline.com

شعر طنز ماجرای زن گرفتن

صبح هر روز مادرم غُر زد
خواهرم هِی به من تلنگر زد
که بیا زن بگیر آدم شو
فارغ از غصّه‌های عالم شو
که بیا زن بگیر پیر شدی
بی‌نهایت بهانه‌گیر شدی
زن نداری، عبوس و غمگینی
زندگی را سیاه می‌بینی
زن بگیری همیشه کیفوری
از غم و غصّه تا ابد دوری
آسمان رنگ تازه می‌گیرد
از تو دنیا اجازه می‌گیرد
شاه داماد می‌شوی پسرم
پادشاهی کن، ای تو تاج سرم
هر چه تلخیست می‌شود شیرین
یک نباتیست که... بیا و ببین...
زندگانیت می‌شود روشن
ناگهان از شرار ِ تابش ِزن
می‌کند روشن از خودش، شب تار
جان تو مثل نور لامپِ هزار!
کاملاً روبراه خواهی شد
مثل خورشید و ماه خواهی شد
سر و وضعت ردیف... جنتلمن
صاف و صوف و اتو کشیده... خَفَن
جمع خواهی شد از خیابان‌ها
از سر کوچه‌ها و میدان‌ها
خانه‌ات توی «کوچه‌ی خوشبخت»
مثل خانی نشسته‌ای بر تخت!
***
الغرض گفت و گفت... خامم کرد
عاقبت خر شدم... حرامم کرد

منبع : http://avafun.mihanblog.com

ابزار هدایت به بالای صفحه